خرید بک لینک
گزارش «کرمان امروز» از نشست نقد و بررسی یک رمان، اثر «زهرا میمندی پاریزی»؛

«کافورخانه» عاری از ایسم و شعار است!



گزارش و عکس:
سعید احمدی




اشاره:
نشست نقد و بررسی رمان «کافورخانه» اثر زهرا میمندی پاریزی، شنبه شب، 20 شهریوردر کافه گالری آزاد برگزار شد. در این جلسه که با حضور نویسنده رمان و جمعی از دوست داران فرهنگ و ادب استان در پشت بام کافه گالری آزاد که مکانی دنج و باصفا است، برگزار می شد، مهدی صمدانی و لیلا راهدار به عنوان منتقد پیرامون این رمان صحبت کردند.
ماهیتی فراجنسیتی!
مهدی صمدانی که خود یکی از باسابقه و محبوب ترین هنرمندان استان محسوب می شود در ابتدای سخنان خود با اشاره به سطح بسیار بالای رمان کافورخانه گفت: زمانی که من شروع به خواندن رمان کافورخانه کردم، متوجه شدم که با اثری کاملا متفاوت مواجه هستم و پس از اتمام این اثر به احترام قدرت و جسارت نویسنده ایستادم. صمدانی ضمن انتقاد به جامعه هنری کشور افزود: سکوت جامعه هنری در مقابل این رمان بسیار عجیب است و امید می رود که منتقدان مطرح کشوری هر چه سریع تر ویژگی های برتر این رمان را به همگان گوشزد کنند.
وی در ادامه با نگاهی فلسفی به نقد وبررسی اثر پرداخت و گفت: یک هستی شناسی بر جهان این رمان حاکم است و بنده تصمیم دارم که خوانش خود را از این رمان ارائه دهم. صمدانی افزود: این اثر را می توان جهان روایت های متداخل دانست و شیوه روایت به گونه ای است که تمامی تصورات مخاطب را به هم می ریزد و مخاطب به هیچ وجه نمی تواند در این رمان به یک روایت اتکا کند. چرا که هر طرحی در زمان خواندن به ذهن مخاطب می رسد و پس از مدتی این تصور از بین می رود. این منتقد با اشاره به بالا بودن ساحت وجودی این اثر گفت: در این رمان، ساحت کشف و وجودی به قدری برای من قوی بود که در طول مطالعه رمان به هیچ وجه به ایسم های گوناگون نتوانستم فکر کنم و مثلا بگویم که این رمان اثری فمنیستی یا پیروایسمی دیگر است. زن و مرد در این رمان ماهیتی فراجنسیتی دارند و مخاطبانی که تصمیم به درک واقعی و خوانش اصولی این اثر دارند باید به این نکته مهم توجه کنند که وجه استعاری اثر در این رمان بسیار پررنگ است و به عنوان مثال مفهوم مرگ در این رمان با مفهومی که ما در ذهن داریم بسیار متفاوت است.
شاعر مجموعه «با دن کیشوت از این جاده گذشتیم» در ادامه تصریح کرد: خانم میمندی پاریزی در این اثر عرصه خیالی و نمادین را بسیار قدرتمندانه به هم می آمیزد. در رمان شاهد این موضوع هستیم که نویسنده چیزهایی که در گذشته مغفول مانده است را پیش چشم مخاطب می آورد و به آن ها می پردازد. این هنرمند در نهایت با انتقاد به بعضی نویسندگان تکنیک گرا گفت: یک اثر باید همچون قالی باشد که زیبایی های آن در لایه های ظاهری اثر قرار دارد و تکنیک باید در ژرف ساخت اثر نمود داشته باشد. وی رمان کافورخانه را از این نظر نیز جزو رمان های بسیار قوی دانست.
پلی بین واقعیت و جهان مرگ!
لیلا راهدار، دومین منتقدی بود که در این جلسه به بررسی اثر پرداخت. وی رمان کافورخانه را اثری پست مدرنیستی دانست و افزود: عدم قطعیت روایت و شخصیت ها، تغییر زمان، تکنیک شکست زمانی، استفاده از باورها، اسطوره ها و بسیاری از مولفه های دیگر در این رمان همگی نشان از این دارد که ما با رمانی پست مدرن روبه رو هستیم. راهدار دریچه را در این رمان پل ارتباطی بین واقعیت و جهان مرگ دانست و افزود: هر شخصیتی در این رمان پا به مرگ بگذارد، می تواند با گذشته ارتباط برقرار کند و همه افراد داستان با پدیده مرگ در ارتباط هستند. وی در ادامه مولفه های فمنیستی این اثر را پررنگ دانست و همچنین بر این عقیده بود که بر خلاف صحبت های صمدانی این تقدیر است که در رمان زندگی انسان ها را پیش می برد و از همین رو رمان را نمی توان اصالت وجودی دانست.
از«ایسم» و شعار دوری کردم
زهرا میمندی پاریزی به عنوان نویسنده اثر در پایان جلسه و در جواب به نقدهای مطرح شده گفت: در زمان نوشتن این رمان ساحت کشف و وجودی اثر به قدری برای من بالا بود که به هیچ وجه به ایسم های مختلف حتی فکر هم نکردم. چرا که اگر نویسنده بخواهد از یک ایدئولوژی پیروی کند خود را دچار قید و بند می کند و اثری شعار زده را تحویل جامعه ادبی می دهد. اگر هم بعضی مخاطبان برداشت هایی همچون فمنیستی بودن اثر را دارند، این به دلیل ته مانده های ذهنی بنده است که بدون شک می تواند تاثیر گذار باشد. درست است که این اولین رمان و دومین اثر بنده محسوب می شود اما کافورخانه نتیجه سال ها تفکر است. خانم میمندی همچنین با انتقاد از شیوه پخش و به ویژه ویراستاری اثر گفت: منتقدین مشهور کشوری همچون آقای جوزانی بر این عقیده اند که این رمان به دلیل ویراستاریِ بد، شهید شده است و امید است که ناشرین معتبری همچون نشر نون ویراستاران حرفه ای تری را به کار گیرند.
لازم به ذکر است که رمان «کافورخانه» در اردیبهشت ماه سال جاری در 390 صفحه توسط نشر نون منتشر شده و تاکنون با استقبال گسترده ای مواجه شده است.
سرویس فرهنگی «کرمان امروز» ضمن تبریک به نویسنده رمان کافورخانه و ابراز خرسندی از خلق رمانی چنین قدرتمند توسط یک نویسنده کرمانی، ضمن دعوت از تمامی مخاطبان برای مطالعه این رمان ارزشمند، امیدواراست که در آینده نزدیک مسئولان استانی بیش از پیش قدردان نویسندگان جوان و نخبه استان باشند. نویسندگانی همچون منصور علیمرادی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی، محمدرضا ذوالعلی، خانم میمندی و بسیاری نویسنده خوشنام دیگر که در سال های اخیر با تلاش و زحمت شبانه روزی خود فصل نوینی در ادبیات استان رقم زده اند. بدون شک مطالبی که در این نشست مطرح شد، زوایای محدودی از این رمان است. خوانندگان رمان از نگاه روانشناختی، اجتماعی، انسان شناسی، عرفانی، پدیدارشناختی و ده ها مولفه دیگر نیز می توانند به این اثر بنگرند. پس از بررسی این کتاب در هیات تحریریه «کرمان امروز» این اطمینان را به مخاطبان می دهیم که با مطالعه این رمان شاهد تجربه ای بدیع خواهند شد.
در ادامه بخشی بسیار کوتاهی از متن این کتاب آمده است تا خوانندگان «کرمان امروز» اندکی با نثر این نویسنده متبحر آشنا شوند و برای خرید این اثر، تصمیمی آگاهانه اتخاذ کنند:
وقتی دوباره به پذیرایی برگشتم، مادرم جلوی تنها پنجره ی سالن ایستاده بود و موهایش را با شانه ی عاج کوچکی شانه می زد. شانه ی عاج؟ تا به آن لحظه آن شانه را ندیده بودم. کدری خاصی داشت و در عین حال با هر تکانِ دست مادر برق می زد. پنجره باز بود. به طرفش رفتم. نمی دانستم چه بگویم و چه حرکتی انجام دهم. برای همین بی صدا کنارش ایستادم. از آنجا می شد هیکل فرسوده و قدیمی کارگاه را در شب دید که مثل پیرمردی خمیده و رنجور به چشم می آمد. نمی دانم چرا از نگاه کردن به مادر می ترسیدم. اما بالاخره به خودم جرات دادم و نگاهش کردم. شانه عاج را آرام روی تن قهوه ای موهایش می کشید و زیر لب آوازی را زمزمه می کرد.
- بیدار شدی مادر؟ چی شد خوابیدی؟ حالت خوبه؟
به طرفم برگشت. سال ها پیر شده بود. دیگر از آن چهره شاداب و شوخِ سرِ شب خبری نبود. از آن خنده ها و شیطنت های زنانه، چیزی در چهره اش دیده نمی شد و ...

برچسب: نویسنده: حسین رضوانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:03

صفحه بندی