خرید بک لینک
گزارش «کرمان امروز» از مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب «نوشتن از روی دست زندگی» اثر مجاهد غلامی؛

مشکل مرادی کرمانی و بهرنگی، خاص بودن است

گزارش و عکس:
سعید احمدی

اشاره:
آیین رونمایی و جشن امضای کتاب پژوهشی «نوشتن از روی دست زندگی» که شامل بررسی زندگی و آثار هوشنگ مرادی و صمد بهرنگی به قلم دکتر مجاهد غلامی است، عصر پنجشنبه 6 آبان ماه در کافه گالری آزاد برگزار شد. دکتر غلامی متولد 1358 در شیراز است و چندین سال است که به عنوان یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان در گروه زبان و ادبیات فارسی مشغول به فعالیت است. این چهره دانشگاهی با علاقه ای وصف نشدنی پیرامون ادبیات معاصر و به خصوص داستان، پیش از انتشار این کتاب با نقد آثار بعضی نویسندگان کرمانی تسلط خود به حوزه پژوهش و نقد را نشان داده بود و همانگونه که مجتبی احمدی نیز به عنوان مجری در این جلسه به آن اشاره داشت، وجود پژوهشگران و منتقدینی همچون دکتر مجاهد غلامی در استان کرمان غنیمت است و امید می رود که همه نویسندگان و فعالان این حوزه بدون هر گونه بخل و تنگ نظری قدر اینگونه افراد را بیش از پیش بدانند. به ویژه که یکی از حوزه های پژوهشی این چهره، بررسی آثار نویسندگان استان کرمان و یا به تعبیر وی «هفتواد» است. علاوه بر حضور پرشور دانشگاهیان، چهره هایی همچون استاد جلال طیب نیز به نمایندگی از هنرمندان کرمانی در مراسم حضور داشتند. ای کاش سایر هنرمندان و داستان نویسان کرمانی که در این مراسم نبودند نیز مهربانی و مهمان نوازی را از این هنرمند پیشکسوت کرمانی بیاموزند.
نشر نون نعمت است
علی گنج کریمی، رییس جمعیت هلال احمر استان یکی از شخصیت هایی بود که در این مراسم پیرامون چاپ و نشر کتاب های حوزه کودک و نوجوان صحبت کرد. وی با اشاره به بحران تعداد مخاطبان کتاب جدی در ایران گفت: در این شرایط اقتصادی که ناشرین کتاب های جدی در حال ورشکستگی و یا عدم سوددهی هستند، وجود نشر نون و محسن بنی فاطمه یکی از آن اتفاقات دلگرم کننده در این زمینه برای مردم استان کرمان است. چرا که محسن بنی فاطمه در حالی که در تهران فعالیت دارد و به راحتی می تواند با چاپ کتاب های عامه پسند و بازاری به سود اقتصادی برسد، تاکنون به این سمت و سو گرایش نداشته است. همین عامل باعث شده است که برند نشر نون به عنوان یک برند باکیفیت در حال فعالیت باشد.
مردم باید به اتفاقات فرهنگی-هنری بیشتر توجه کنند
وی در ادامه افزود: از سویی دیگر کرمان دوستی بنی فاطمه نیز قابل تقدیر است و چاپ آثار بیشتر نویسندگان و شاعران کرمانی در این سال ها خود نشان دهنده این موضوع است. وی سپس با اشاره به تجربه حضور و سمت پیشین خود در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: زمانی که بنده در کانون فعالیت داشتم با چاپ آثار بعضی نویسندگان و شاعران کرمانی همچون مجتبی احمدی، علی اکبر کرمانی نژاد و تولید آثاری در زمینه فیلمسازی و سایر هنرها حرکت خوبی را شروع کردیم که پس از بنده متاسفانه آن روند متوقف شد. گنج کریمی در نهایت حضور و حمایت مردم از هنرمندان را بزرگترین عامل دلگرمی این افراد دانست و افزود: مردم ما باید به این باور برسند که عدم حضور آن ها در حرکت های فرهنگی در نهایت به ضرر آن ها تمام می شود.
روایت یک نسل است
دکتر محمد رضا صرفی نیز در این جلسه مجاهد غلامی را جوانی پرشور، پرتوان و دارای قلمی فوق العاده دانست و گفت: در کتاب «نوشتن از روی دست زندگی» نویسنده با ایجازی فوق العاده، مهمترین نکات و جنبه های زندگی و آثار هوشنگ مرادی کرمانی و صمد بهرنگی را پیدا کرده و به آن ها پرداخته است. به گفته دکتر صرفی این کتاب با نثری بسیار جذاب و سنجیده به شیوه ای نوشته شده است که جنبه های بسیار زیادی از آثار دو نویسنده مذکور را پیش روی خواننده قرار می دهد که برای همه نویسندگان و حتی منتقدین تازگی دارد. به گفته این استاد دانشگاه باهنر کرمان، هر چند در این کتاب با برخی ایراداتی که بر نثر مرادی کرمانی گرفته شده است شخصا موافق نیستم، با این حال دید نویسنده و شیوه پژوهش بسیار جالب است و مطالعه این کتاب را به همه نویسندگان و پژوهشگران توصیه می کنم.
مشکل مرادی متفاوت بودن است
دکتر صرفی در ادامه به برخی از جنبه های زندگی هوشنگ مرادی کرمانی پرداخت که در کتاب به آن اشاره شده است و آن اینکه: در بسیاری از داستان های مرادی کرمانی شخصیت هایی همچون مجید و سایر شخصیت های نوجوان دقیقا خود مرادی کرمانی هستند و این ها اکثرا زندگی واقعی نویسنده است. در قصه های مجید، بی بی خیلی دقت کرده است که مرادی کرمانی را انسان و دین دار بار بیاورد. به گفته دکتر صرفی مشکل مرادی و امثال وی متفاوت بودن آن هاست. همین متفاوت بودن است که باعث می شود بخشی از جامعه آن ها را طرد کند. زمانی که در مدرسه همه دانش آموزان در انشاهای خود می نوشتند که در آینده می خواهند دکتر یا معلم شوند، مجید می گوید که دوست دارد مرده شور شود و همین موضوع باعث اخراج وی از مدرسه می شود. جالب اینکه به بی بی می گویند: مجید تحت تاثیر حرف های صادق هدایت قرار گرفته است. بی بی نیز به راسته کتاب فروش ها می رود و به آن ها می گوید: این صادق هدایت کدام یک از شما هستید که بچه من را از راه به در کرده اید؟ و ... . در آن زمان طبقه اجتماعی مرادی کرمانی شعر گفتن و داستان نوشتن انواع توهین و تحقیرها را به دنبال داشته است. در صورتی همان زمان اگر در یک خانواده مرفه شهری فرزند آن ها همین کارهای مرادی را انجام می داد با انواع تشویق ها رو به رو می شد. دکتر صرفی نوشته های مرادی کرمانی را عینِ زندگی دانست و افزود: کتابی همچون «شما که غریبه نیستید» فقط زندگی مرادی کرمانی نیست. زندگی افراد زیادی و از جمله نسل بنده نیز می باشد که از طبقه فقیر جامعه سعی داشتیم خود را به بالاتر برسانیم و از همین روست که با خواندن این کتاب زندگی خود را مشاهده می کنیم و اشک می ریزیم. همه داستان های مرادی همین ویژگی را دارند و مرادی در یکی از مصاحبه هایش می گوید؛ «من تعجب می کنم که چرا مردم وقتی داستان های من را می خوانند، می خندند؟»
آثار مرادی شعاری نیست
دکتر صرفی در ادامه به برخی هجمه ها و به ویژه هجمه روشنفکرنماها به مرادی کرمانی اشاره کرد و افزود: به ویژه قبل از انقلاب که بحث تعهد اجتماعی و وابستگی نویسندگان به گروه های سیاسی داغ بود خیلی از منتقدین داستان های مرادی را از آن رو ضعیف خطاب می کردند که اعتقاد داشتند مرادی کرمانی تعهد اجتماعی ندارد. بنده در جواب باید بگویم که اولا بسیاری از داستان های مرادی همچون خمره در لایه های درونی و به صورتی کاملا غیر شعاری داستان هایی کاملا اجتماعی هستند. دوم اینکه اگر افراد روشنفکر شعارهای مارکسیستی را از طریق کتاب و شعار درک کرده اند و تصوری نادرست از آن دارند، مرادی کرمانی نویسنده ای است که زندگی یک طبقه اجتماعی که همان طبقه فقیر و درد کشیده است را همچون آینه در آثار خود انعکاس داده است. با این اوصاف چه دلیلی وجود داشت که مرادی این داستان ها را به ذائقه آن ها شعاری و تاریخ مصرف دار نماید که اگر آن کار را می کرد امروز دیگر هوشنگ مرادی کرمانی نبود که این همه جایزه معتبر جهانی کسب کند. وی در نهایت به این گفته مرادی کرمانی درباره زندگی خود که در کتاب نیز آمده است، اشاره کرد که: «از شما چه پنهان همه اش تلخ نبود، سخت نبود، ناشکری نمی کنم، لذت هم داشت و دارد. لذت خواندن و نوشتن، لذت پیدا کردن دوست، خانواده. خدایا من چه قدر خوشبختم»
از روی دست زندگی نوشته اند
مجاهد غلامی نیز در پایان این جلسه با شیوه و جملاتی ادبی و بسیار زیبا، ضمن تشکر از حاضرین در جلسه گفت: از اینکه به سراغ این دو نویسنده رفته ام هیچ گاه پشیمان نخواهم شد و تا آخر عمر به این انتخاب خواهم بالید. امروز «هوشوی» کتاب شما که غریبه نیستید و آن کودک بسیار فقیر به جایی رسیده است که امثال مهرجویی افتخار خود را کارگردانی نوشته های وی می دانند و هزاران خبرنگار یکی از آرزوها و افتخارات خود را مصاحبه با این چهره می دانند. از طرف دیگر صمد بهرنگی را داریم. معلمی بسیار ساده و انسان دوست که با حقوق معلمی خود کتاب می خرید و به دست کودکان روستاهای دورافتاده آذربایجان می رساند. بهرنگی طعم فقر و محرومیت را همچون مرادی کرمانی به معنی واقعی چشیده بود و اگر انعکاس آن وضعیت را در داستان های وی می بینیم، نه به ضرورت روشنفکری، بلکه با ضرورت هستی شناسانه ای بوده است که احساس می کرد. این دو نویسنده دقیقا از روی دست زندگی نوشته اند. غلامی در نهایت، صحبت های خود را با این سخن آلبر کامو به اتمام رساند که: هنر شرابی نیست که در خلوت بنوشند. بلکه به دست دادن تصویری خلاق از آلام و رنج های بشری است.
کرمان امروز:
لازم به ذکر است که این کتاب پژوهشی با 284 صفحه و توسط نشر نون به تازگی منتشر شده است. سرویس فرهنگی کرمان امروز نیز پس از مطالعه و ارزیابی این کتاب، آن را به همه خوانندگان این نشریه، از جمله نویسندگان، پژوهشگران، دانشگاهیان و سایر مخاطبانی که به زندگی و آثار مرادی کرمانی و صمد بهرنگی علاقه دارند، توصیه می کند.

|+| نوشته شده توسط سعید احمدی در سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ |

برچسب: مجاهد,غلامی, نویسنده: حسین رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

صفحه بندی