ناآگاهی، زرند را تهدید می کند!
گزارش و عکس: سعید احمدی
اشاره
مردم شهرستان زرند هنوز زلزله سال 1383 را از یاد نبرده اند که از 29 مهر ماه سال جاری این شهر مجددا با این پدیده مواجه شده است. وقوع 67 زلزله از 29 مهر تا 13 آبان که شدت برخی از آن ها حتی به چهار و هشت دهم ریشترنیز رسیده است، موجب شده که مردم این شهر دچار اضطراب و تشویش شوند. به همین منظور و از آنجا که متاسفانه در این مدت یک گزارش که وضعیت مردم این شهرستان را در این ایام به خوبی نشان دهد منعکس نشده است، از طرف نشریه «کرمان امروز» این مسئولیت را پذیرفتم که برای تهیه گزارش عازم این شهرستان شوم. در ادامه مشاهدات بنده از مسافرت دو روزه (پنجشنبه و جمعه هفته گذشته) به این شهرستان، از دیدگان شما شهروندان کرمانی خواهد گذشت.
ایستگاه اول؛ تاکسی
تاکسی ها را شاید بتوان مهمترین بنگاه های کسب خبر و سوژه یابی در کشور دانست. آن هم برای خبرنگارانی که همچون بنده، اولین بار است به قصد تهیه یک گزارش میدانی عازم شهرستان زرند شده اند و قصد دارند با فاصله گرفتن از گفته های مسئولان، آنچه که در واقعیت و به عبارتی زیر پوست شهر جریان دارد را منعکس کنند. به محض سوار شدن، از طریق رادیو در جریان مصوبات جلسه ستاد مدیریت بحران استان که با حضور دکتر نوبخت و مسئولان مهم استانی برگزار شده بود، قرار گرفتم. باز سازی و نوسازی 5000 واحد مسکونی در شهر و 2500 واحد مسکونی در روستاهای این شهرستان، تخصیص بودجه برای ساخت بیمارستان سینا و رسیدگی به وضعیت مردم شهرستان تا روز دوشنبه از مهمترین مصوباتی بود که گوینده رادیو اعلام کرد. پس از شنیدن این خبر، یکی از مسافران که با همسر و سه فرزند خود ( در حالی که فقط دو صندلی در اختیار داشتند) سر صحبت را باز کرد و گفت: «هر بدبختی که هست برای ما فقیر بیچاره هاست، با سه تا بچه و حقوق کارگری توی یک خونه قدیمی مستاجرم. صاحب خونه سال 83 وام گرفته و توی حیاطش یک خانه شناژی برای خودش ساخته. توی خونه قدیمیش هم ما مستاجریم. از طرف هلال احمر اومدن به صاحب خونه چادر دادن. به همه همسایه هامون هم که خونه شون خوب بوده چادر دادن. ولی من هر چی التماسشون کردم گفتن باید مجددا خونت بررسی بشود. اخبار الان گفت به 7500 نفر وام خونه میدن. به نظر شما این وام شامل حال ما که مستاجر و محتاج نون شبیم هم می شه؟»
حرص چادر
راننده تاکسی در مسیر کرمان- زرند که مشخص بود در جریان تمامی اخبار مربوط به شهرستان زرند قرار دارد نیز گفت: «بعضی ها می خواهند از این موقعیت استفاده کنند و حرص گرفتن چادر دارند. فکر میکنند این چادر ها رایگان است. نمی دانند که این ها امانت است و چند روز دیگر پسشان خواهند گرفت. الان بهترین چادر امدادی را توی شهر 315 هزار تومان می فروشند. خدایی 315 هزار تومان پولی هست؟ مردم نصف شب هجوم بردن توی فرمانداری و با دعوا چادر میخواستند. جالبه که همشون هم با ماشین رفته بودند. بعضی افراد به مال رایگان عادت کردند. اگه واقعا کسانی که نیاز ندارن چادر رایگان نمی خواستند، یقینا به چهار تا فقیر و بیچاره هم چادر می رسید» یکی دیگر از مسافران گفت: «دیروز همه کارمندهای دادگاه توی حیاط کار مردم رو راه می انداختند»
کمپ خلوت
پس از رسیدن به ایستگاه شهر زرند واقع در میدان جهاد و جنب ایستگاه راه آهن، آنچه توجهم را جلب کرد، مشاهده قریب به 200 تخته چادر بود که توسط هلال احمر در یک محوطه بزرگ واقع در جنب ایستگاه راه آهن برپا شده بود. از ورودی ایستگاه به این کمپ رفتم تا وضعیت کمپ را مشاهده کنم. اولین نکته قابل توجه خلوتی بود. به گونه ای که ساعت 4 عصر فقط 5 خانواده در این کمپ ها ساکن بودند. از مسئول مربوطه دلیل خلوت بودن کمپ را پرسیدم و وی در جواب گفت: «اکثر مردم در خانه هایشان هستند و ترس آن ها بی دلیل است. بعضی خانواده ها شب ها به این کمپ می آیند و صبح روز بعد که هوشیارند به خانه هایشان برمی گردند»
جاسوس پنتاگون
به محل یکی از چادرهایی که مشخص بود چند خانواده در آن ساکن هستند، رفتم. از یکی از خانم های ساکن در این چادر دلیل سکونت آن ها در کمپ را پرسیدم و وی گفت: «ما هر چی می کشیم از بی کسی است. در این چادر من و دو زن دیگر که همگی سرپرست خانوار هستیم بیش از ده روز است که زندگی می کنیم. روستای ما «ده چنار» واقع در 12 کیلومتری زرند است. به همه مسئولان و حتی آقای نوبخت نیز گفتیم که یک چادر به ما امانت دهید تا در روستای خودمان زندگی کنیم. ولی تا الان که خبری نشده است. خانه های ما در روستا خیلی قدیمی است و دیوارهای خانه مان کلا ترک برداشته است. از ترس، ما چند زن که کس و کاری نداشتیم با این همه بچه به این کمپ آمدیم» در همین زمان یکی از ماموران نیروی انتظامی که متوجه عکس گرفتن و گفت و گوی بنده با این خانم شد به طرفم آمد و از بنده دلیل عکس برداری را سوال کرد. وقتی به این مامور شغل خود را خبرنگاری اعلام کردم و البته به دلیل همراه نداشتن کارت خبرنگاری نتوانستم این موضوع را ثابت کنم، وی گفت: «از کجا معلوم شما از طرف پنتاگون به زرند نیامده باشید!؟» خوشبختانه در این زمان مدیر عامل هلال احمر کرمان به قصد بازدید از کمپ به این مکان آمد و مشخص نبود که اگر آقای گنج کریمی نبود این مامور وظیفه شناس به جرم جاسوسی چه حکمی برایم صادر می کرد!
رزرو کمپ
مسئول کمپ پس از ورود مدیر عامل هلال احمر استان کرمان به وی گزارشی از وضعیت کمپ داد. نکته جالب و عجیب اینکه به گفته این مسئول، تمامی چادرهای کمپ توسط شهروندان رزرو شده اند و خیلی از این افراد حتی شب نیز به کمپ نمی آیند و در عوض تحویل کارت ملی خود، چادر را برای روز مبادا نگه داشته اند. عجیب تر اینکه بعضی از شهروندان حتی چادر خود را قفل کرده بودند که این موضوع بنده را یاد گفته راننده تاکسی انداخت. از مدیر هلال احمر استان خواستم که توضیحاتی پیرامون آخرین وضعیت زرند ارائه دهد که وی به دلیل مشغله کاری قول یک مصاحبه اختصاصی با کرمان امروز را در آینده به بنده داد.
مردم در آمادگی کامل
پس از بازدید از کمپ، پیاده مسیر میدان جهاد تا بازار را پیمودم. چادرهای امدادی به قیمت تعاونی (315 هزار تومان) توسط چندین فروشگاه عرضه شده بود و شهروندان به راحتی می توانستند چادرهایی باکیفیت را خریداری کنند. با این حال وقتی با مسئول یکی از این فروشگاه ها صحبت کردم، وی گفت: متاسفانه خیلی از مردم به دنبال چادر رایگان هستند و با وجود این همه چادر فروشی، استقبال زیادی نشده است.
معماری زیبای بازار
بازار سنتی شهرستان زرند نیز که برای اولین بار آن را مشاهده می کردم، خستگی مسیر را از تنم زدود. بازاری با معماری شبیه به بازار کرمان و البته امکاناتی همچون سرویس بهداشتی عمومی که بازار کرمان از آن محروم است. در بازار نیز مردم با دلهره خرید های خود را انجام می دادند و حتی به گفته یکی از بازاریان، به دلیل ترس از زلزله و فروریختن سقف، وضعیت بازار کساد است. محل نشستن و صندلی بازاریان نیز به گونه ای بود که مشخص است در آماده باش کامل هستند. هر چند این سوال برایم مبهم بود که اگر خدای نکرده زلزله شود این افراد به کجا می خواهند فرار کنند؟ یکی دیگر از فروشندگان وقتی قصد خرید از مغازه وی را داشتم به بنده گفت: «خواهشا خیلی آخر مغازه نرو !»
روستا در دل شهر
پس از گذر از بازار و رسیدن به بافت سنتی شهر با مناظری عجیب و تاسف بار روبه رو شدم. خانه هایی به شدت فرسوده مانند خانه های سستِ روستایی، آن هم درست در فاصله بسیار کوتاهی از خیابان های خوش نمای اصلی نکته ای بود تا شاید اگر به آن ها برخورد نکرده بودم نتیجه این گزارش کاملا برعکس می شد. اولین سوالی که در ذهنم نقش بست این بود که مگر در شهرستان زرند خبرنگار و عکاس نداریم؟ برخی از این خانه ها در کوچه هایی بسیار تنگ قرار داشت و بدون شک در صورت زلزله حتی دسترسی امدادی به این خانه ها نیز غیر ممکن است. در حیاط برخی از این خانه های فرسوده چادرهایی برپا شده بود که به مراتب خطرآفرین تر از داخل خانه بود. چرا که دیوارهای بلند و غیر استاندارد فقط منتظر یک تکان کوچک بودند تا روی این چادر ها بریزد (در عکسها مشخص است)، گرفتن ده ها عکس تنها کاری بود که در این شرایط می توانستم انجام بدهم تا پس از نوشتن گزارش مدرکی محکم داشته باشم.
هرچی سنگه، مال پای لنگه!
در یکی از همین کوچه ها که درست در اطراف اداره های مهم و از جمله اداره آموزش و پرورش این شهرستان و بافت فرسوده شهر قرار داشت، یکی از اهالی آنجا که از شغل بنده مطلع شد، بنده را به داخل خانه خود دعوت کرد تا وضعیت آن ها را در گزارش بیاورم. از وضعیت ظاهری خانه مشخص بود که این افراد به هیچ وجه درآمد مناسبی ندارند. صاحب این خانه که پیرمردی ناتوان بود و با نوه های خود زندگی می کرد، دست بنده را گرفت به داخل کوچه برد و چند خانه نسبتا مستحکم را نشان داد و گفت: « دیروز به همه این خانه ها چادر داده اند. خودم با چشمان خودم دیدم که از طرف دولت کارت ملی آن ها را گرفتند. ولی وقتی به آن ها گفتم به ما هم چادر بدهید، گفتند تمام شد، باید صبر کنید. اگر امشب زلزله بیاد ما چه خاکی باید بر سرمان بریزیم؟ هر شب از ترس زلزله تا صبح بیداریم و خواب به چشمانمان نمی آید. خیلی از مردم شب ها توی چادر می خوابند و یا می روند خانه اقوامشان که خونه ی محکمی دارند»
ناآگاهی مخرب تر از زلزله
به فاصله فقط یک کوچه از خیابان های اصلی مسیر بازار تا میدان جهاد را مجددا برگشتم. ولی این بار با حیرت از این همه خانه فرسوده. مشاهده خانه های نوساز در طبقه دوم خانه های فرسوده (مدلی که در کرمان نیز رایج است)، مشاهده خانه های نوساز در حیاط منازل و عدم تخریب منزل قبلی، سکونت بعضی خانواده ها در خانه هایی ناامن و موارد مشابه سبب شده بود که بنده این دعا را بر لب داشته باشم که «خدایا خودت رحم کن!» پس از رسیدن به میدان جهاد از راننده تاکسی خواستم که بنده را به بخش های دیگری از شهر ببرد. بخشی که عموما خانه هایی مستحکم مشاهده می شد. با این حال مسائل مختلفی همین خانه های مستحکم را نیز ناامن ساخته بود. پرپایی چادر در داخل حیاط و جنب دیوارهای بلند و غیر استاندارد و البته ناآگاهی مردم حتی این منطقه ظاهرا امن نیز موجب شده بود که بار دیگر آن دعا را به زبان بیاورم. از چندین نفر از ساکنان این محله ها این سوال را داشتم که در صورت وقوع زلزله شما چه اقدامی می کنید؟ این افراد عموما پاسخ هایی می دادند که کاملا مشخص بود که در طول زندگی خود حتی یک بار آموزشی در این ارتباط را ندیده اند. یکی از این افراد که با مدرک فوق لیسانس کارمند یکی از ادارات شهرستان زرند بود به بنده گفت: « خداوکیلی در گزارش خود بنویسید که هیچ کس به مردم آموزش نداده است. مسئولان می آیند و یک چادر در شهر توزیع می کنند و حتی به مردم نمی گویند که این چادر را کجا باید نصب کنید!» این فرد اینگونه ادامه داد که: «من بچه خود را این هفته اصلا مدرسه نفرستادم. چرا که وقتی زلزله می شود حتی معلمان نیز فرار می کنند. همین بی اطلاعی است که باعث شده این هفته دست و پای چند نفر بشکند. صدا و سیما قول آموزش همگانی داده است. اما چندین شب است که شبکه استانی را مشاهده می کنم و هیچ چیز در این زمینه ندیده ام.»
سخن آخر؛ آموزش، تنها راه نجات است
صحبت های این فرد تحصیل کرده بهترین حرف هایی بود که این گزارش نیاز داشت و بدون شک مهمتر از اختصاص بودجه برای ساخت و ساز و توزیع چادر رایگان، بحث آموزش در شهرستان زرند و البته تمام نقاط کشور است که متاسفانه تاکنون به صورت جدی این آموزش ها ارائه نشده است. در کنار برنامه های صدا و سیما شاید یکی از مهمترین اقدامات ضروری هلال احمر کرمان که روزنامه «کرمان امروز» برای اولین بار پیشنهاد آن را به صورت جدی مطرح می کند، بحث آموزش حضوری نیروهای هلال احمر به مردم شهرستان زرند است. حضور نیروهای امدادی در محله ها و آموزش به مردم هر منطقه بدون شک تاثیری ماندگار تر از توزیع چادر برای مدتی محدود خواهد داشت که آن هم در بسیاری مواقع موجب تبعیض و نارضایتی شهروندان خواهد شد. چرا که طبقه متوسط و فقیر جامعه با این تبعیض احساس سرخوردگی بیشتری خواهند داشت. از صدا و سیمای مرکز کرمان نیز این خواهش را داریم که بحث آموزش را بیش از پیش جدی بگیرند و اگر برنامه هایی در این زمینه ها ساخته شد، در ساعاتی پخش شوند که اکثر مردم در خانه ها حضور داشته باشند و صرفا اقدامی نمایشی نباشد.