خرید بک لینک
مهدی ارمز، پیشکسوت کرمانی عرصه تئاتر در گفتگوی اختصاصی با «کرمان امروز» به بهانه اجرای نمایش «زن هم شو» از فردا:

کَس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من!

گفتگو و عکس:
سعید احمدی

uf06e در ایام قدیم کنار قلیان، پرده خوانی و حتی تئاتر اجرا می شد. بحث های اجتماعی و سیاسی هم بود. ولی حالا چی؟ صاحبان این مکان ها که ادعا می کنند تحصیل کرده هم هستند، به جز طعم تقلبی و سرطان زا و زغال گذاشتن چه کار فرهنگی انجام می دهند؟

uf06e امروز به مسئولان می گویم که من زندگی ام را برای تئاتر و فرهنگ سازی گذاشته ام ولی شما برای من چه کردید؟

uf06e از مسئولان شهر می خواهیم که در کنار کارهای عمرانی و شهرسازی به فکر انسان سازی یا همان فرهنگ سازی هم باشند

اشاره:
حدودا دو هفته پیش بود که خبر اجرای نمایش« زن همشو» به نویسندگی و کارگردانی مهدی ارمز در فضای مجازی منتشر شد. خبری که بدون شک موجب خوشحالی بسیاری از مردم کرمان و دلسوزان واقعی تئاتر کرمان شده است. چرا که این پیشکسوت تئاتر کرمان در مراسم بزرگداشت خود که مهرماه سال گذشته در فرهنگسرای کوثر و در آخرین شب اجرای تئاتر «عروسی مادر شوهر» برگزار شد، یکی از مهمترین آرزوهای خود را این دانسته بود که بتواند یک تئاتر دیگر را از صفر تا صد اجرا کند. چند ماه بعد از آن بود که خبر بیماری و مشکلات ریوی این سیاه بازِ سپید موی در رسانه ها منتشر شد. کارگردانی که از ابتدای زندگی تاکنون به معنای واقعی همه زندگی و عمر خود را در راه اجرای تئاتر و شادی مردم شهر کرمان گذاشته است تا بتواند با اجرای قریب به 30 نمایش لبخند را بر لبان این شهر بیاورد. دلیل این ادعا این است که این فرد به جز نویسندگی، بازیگری و کارگردانی تئاتر به هیچ کار دیگری مشغول نبوده است و شاید همین سادگی و صداقت وی بوده است که باعث شده تا فداکارترین کارگردان تئاتر کرمان در آستانه 58 سالگی با خانواده خود در منزلی استیجاری زندگی کند.
رسم روزگار
آری این است رسم این روزگار و سرگذشت هنرمندان ساده و صادق کشور. در سال های گذشته همه مسئولان شهر کرمان دیده اند که هر جایی نام ارمز به عنوان کارگردان و یا بازیگر تئاتر بوده است حتی یک صندلی خالی نیز در سالن پیدا نمی شد و مرد و زن و پیر و جوان و حتی خردسالان نیز یکی از زیباترین و شاد ترین شب های زندگی خود را با هنرنمایی این بازیگر و کارگردان دوست داشتنی سپری می کردند. کمتر هنرمند و رشته هنری است که بتواند در مدت یک ماه قریب به 10 هزار مخاطب را به سالن بکشاند. با این حال آیا رواست مسئولانی که دم از نشاط اجتماعی می زنند و به ویژه بانیان فرهنگسرای کوثر که در جریان بیماری و وضعیت این کارگردان قرار دارند حتی در اجاره سالن هیچ تخفیفی به وی ندهند؟ هزینه چاپ بنر و تمامی هزینه های دیگر را به خود این افراد واگذار کنند؟ کارگردانی که وقتی از او این سوال را داریم که چرا بلیت این تئاتر فقط پنج هزار تومان است، می گوید: مردم پول ندارند و خانواده ای که با چهار نفر بخواهند به دیدن این تئاتر بیایند بیشتر از این نمی توانند پرداخت کنند و حتی من سفارش کرده ام که هیچ خانواده ای به دلیل نداشتن پول از دیدن تئاتر محروم نشود. این است رسم بزرگواری و فهمیدن دردهای مردم.
شب هایی شاد، سرشار از نشاط
عصر دیروز به سالن فرهنگسرای کوثر رفتیم تا در جریان آخرین تمرین گروه و همچنین وضعیت جسمی مهدی ارمز قرار گیریم. هر چند که روزنامه «کرمان امروز» و مدیر مسئول این روزنامه سال گذشته طی تماس تلفنی و حتی به صورت حضوری همواره در جریان احوال این کارگردان بوده است. پس از ورود به سالن بیش از یک ساعت تمرین اعضای گروه را مشاهده کردم و می توانم این قول را به تمامی خانواده های کرمانی بدهم که این تئاتر نیز شب هایی به یادماندنی و سرشار از شادی را برای خانواده های کرمانی رقم خواهد زد. مهدی ارمز هر چند که به دلیل مشکلات تنفسی متاسفانه توان حضور در این تئاتر به عنوان بازیگر را ندارد، با این حال در تمرینات گروه به شکلی فداکارانه و دلسوزانه تمام انرژی و توان خود را صرف آموزش و انجام مراحل نهایی نمایش می کرد. در برخی لحظات وی دچار تنگی نفس نیز می شد و اشک هایی که روی گونه های وی به چشم می خورد. ارمز به بازیگران می گفت: « در تک تک صحنه ها شما باید از دلیل و چرایی کار خود مطلع باشید و به هیچ وجه بدون دلیل حرکتی را انجام ندهید و ...»
سیگار، خانه نشینم کرده است
پس از اتمام تمرین به همراهی ایشان و مهدی جعفری به محوطه کتابخانه ملی آمدیم و به عنوان اولین سوال از مهدی ارمز خواستیم که خوانندگان را در جریان اوضاع جسمی و سلامت خود قرار دهد. وی اینگونه جواب داد که:« به دلیل بیماری و مشکلات ریوی حدود یک سال خانه نشین بودم و از اکسیژن استفاده می کردم. مشکلات ریوی من به دلیل مصرف سیگار است و این را حتما بنویسید. چرا که من در دهه هشتاد سیگار زیاد می کشیدم و اگر هنوز که به 60 سالگی نرسیده ام اینگونه شکسته شده ام دلیل اصلی آن همان سیگار است. بعضی وقت ها که یک جوان را در حال مصرف سیگار یا قلیان می بینم پیش او می روم و با نصیحت می گویم که نکش. هر چند که این روزها معمولا جوانان با بی احترامی جواب می دهند و می گویند «تو خودت یک عمر سیگار کشیدی چه جوری می توانی این حرف را بگویی». به همه جوان ها با صراحت می گویم که به خدا قسم این کار آخر و عاقبت ندارد. به همه جوان ها توصیه می کنم که حتما یک بار به بیمارستان ها و بخش ریوی بروند و زجرهایی که افرادی همچون من می کشند را ببینند. آن وقت تصمیم با خودشان که بکشند یا نکشد. شکر خدا وضعیت جسمی من از سال گذشته که خیلی بهتر است و در حال حاضر بدون اکسیژن هم می توانم نفس بکشم. با این حال هنوز هم ضعف جسمی دارم و از اینکه خدای ناکرده سرما بخورم ترس دارم. با این حال فعلا که بهترم تا ببینم خدا چی می خواهد.
قلیان امروز عامل بی فرهنگی است
از مهدی ارمز خواستیم که در مورد بحث این روزهای شهر و طرح بسته شدن چایخانه (قلیان خانه) نیز نظر خود را اعلام کند که گفت: من هیچ وقت قلیان نکشیده ام ولی وقتی سیگار این وضعیت را سر من آورده، قلیان هایی که این روزها همش شده طعم های شیمیایی چه به سر جوان ها می آورد؟ سفره خانه ها در گذشته اولا که دختر و پسر 15 یا 16 ساله حتی جرات رفتن به این مکان ها را نداشت، بعد هم شما اگر از گذشتگان بپرسید به شما می گویند که در کنار قلیان پرده خوانی و حتی تئاتر اجرا می شد. بحث های اجتماعی و سیاسی هم می شد. ولی حالا چی؟ صاحبان این مکان ها که ادعا می کنند تحصیل کرده هستند، به جز طعم تقلبی و ارزان قیمت و زغال گذاشتن چه کار فرهنگی ا انجام داده اند؟ در کدام سفره خانه الان یک قفسه کتاب وجود دارد؟ متاسفانه حتی بچه های 12 یا 13 ساله هم الان اگه بروند راهشان میدهند و حتی تشویقشان هم میکنند. با این حال اگرمسئولان واقعا نیتشان خیراست و فکر تمامی جوانب آن را نیز کرده اند که کار خوبی هم هست. ولی اگر فقط میخواهند ببندند و به بعدش فکر نکرده باشند که ضررش بیشتر خواهد بود.
کسی به دادم نرسید
پس از این از این کارگردان خواستیم که درباره چگونگی شکل گیری نمایش زن هم شو و انگیزه های اجتماعی آن نیز توضیح دهد که گفت: حدودا یک سالی که به علت بیماری خانه نشین بودم هر چند که بعضی مسئولان لطف داشتند و همچون آقای سیف اللهی، فلاح و حسینی به دیدنم آمدند و گفتند که اگر خوب شوی حمایت می شوی. با این حال به معنی واقعی کسی به دادم نرسید و از همین رو به این نتیجه رسیدم که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. شکر خدا شاگردانم و مخصوصا آقای جعفری کمک کردند تا مجددا این نمایش را کار کنیم و از خانه بیرون بیایم. این چند روز تصور می کردم که بعد از آن بیماری متولیان دولتی که بانی این کار هستند و وظیفه شان کمک به تئاتر است، کمک می کنند. ولی متاسفانه در جواب می گویند که ما نه داریم و نه می توانیم کمک کنیم. سوالم از این افراد این است که شما چگونه در رسانه ها به راحتی به تعداد تئاترهای کرمان افتخار می کنید و آن ها را به عنوان فهرست کاری خود می دانید؟ وقتی شما یک ریال حاضر به کمک نیستید و می گویید نمی توانیم بدهیم، پس لطفا این تئاترها را به نفع خود مصادره نکنید تا دردمان کمتر باشد. بازیگران تئاتر این روزها اکثرا به دلیل مشکلات و شرایط سخت اقتصادی واقعا برایشان خیلی سخت است که شش ماه با یک گروه بدون پول تمرین کنند. برای همین روز اول پول خود را می خواهند و من متاسفانه تنها امیدم به بلیت فروشی است. برای همین جمع شدن بازیگران گروه کاری بسیار دشوار است که باید از فداکاری تک تک بازیگران فعلی و مخصوصا آقای جعفری تشکر کنم.
یک شبه بازیگر ساخته نمی شود
به این پیشکسوت تئاتر کرمان گفتیم که اگر یک بار دیگر به جوانی بازگردد آیا باز هم تئاتر را انتخاب می کند که گفت: من از کودکی و زمان مدرسه یادم هست که وارد بازی تئاتر شدم. بازیگری در آن زمان بسیار سخت و طاقت فرسا بود. بعد از این همه سختی هنوز هم جرات ندارم که خود را بازیگر تئاتر بدانم. در حالی که جوانان امروزی یک شبه می خواهند که بازیگر شوند و بعد از یک بازی ادعای کارگردانی هم می کنند. با این حال من در زمان جوانی می دانستم که در این راه هیچ پولی نیست و اگر امروز در خانه استیجاری زندگی می کنم ناراحت نیستم. چرا که در جوانی سرگذشت هنرمندان واقعی را که می خواندم می دانستم روزی ممکن است سرگذشتم این باشد. با این حال تئاتر برای من واقعا عشق است. من عاشق تئاتر بوده ام و اگر روزی سینه خیز هم حرکت کنم باز تئاتر را ادامه می دهم و اگر به گذشته نیز برگردم باز هم تئاتر را انتخاب می کنم. هر چند که شاید از شرایط فعلی درس بگیرم. سال ها قبل برای آنکه بتوانم حداقل شرایط نمایش را فراهم کنم کارگری هم می کردم. شیشه بری و رنگ آمیزی هم می کردم. ولی با پول آن به جای اینکه یک تکه زمین بخرم که امروز صدها میلیون تومان قیمتش باشد، خرج تئاتر می کردم. اگر امروز توقعی هم از مسئولان دارم برای این است که من زندگی ام را برای تئاتر گذاشتم ولی شما برای من چه کردید؟
سیاه و خسته
این کارگردان درباره سابقه سیاه بازی خود در تئاتر کرمان و همچنین نام گروه نیز گفت: هر چند که عمده کارهای من در تئاتر سیاه بازی نبوده است و فقط در دهه هشتاد و اوایل دهه نود نقش سیاه را داشتم، با این حال این کارها بیشتر به دل مردم نشسته است و برای همین امروز تا جایی من را می بینند یاد نقش سیاه می افتند. کارهای جدی هم داشته ام و در دهه شصت و هفتاد بیشتر نقش هایم جدی بوده است. با این حال نسل امروز بیشتر من را با نقش سیاه و بازی های کمدی می شناسند. با کمدی بهتر می توانم با مخاطبان و عامه مردم ارتباط برقرار کنم. چند سال پیش بعضی افراد روشنفکرنما با طعنه به من می گفتند که کارهای تو تئاتر نیست و لوده بازی است. سوالم از این افراد این است که در نهایت چه کسانی باید ما را قضاوت کنند؟ شما ارتباط خود را با مردم کاملا قطع کرده اید و تئاترهای خود را برای عده ای محدود اجرا می کنید. پس سایر مردم چی؟ بازاریان چی؟ نوجوانان و جوانانی که در خیابان ها می بینیم چی؟ زن های خانه دار چی؟ کارمندان چی؟ سایر طبقه های جامعه چی؟ آیا این ها به تئاتر نیاز ندارند؟ سلیقه من این است. من به سلیقه شما احترام می گذارم. شما هم اگر واقعا خود را روشنفکر می دانید باید به سایر سلیقه ها احترام بگذارید. درباره نام گروه نیز باید بگویم که الماس هم یک نقش در سیاه بازی است و هم اسم پدربزرگ من بوده است. مردی که در آن زمان بازیگر تئاتر بوده و اتفاقا نقش سیاه را داشته و مهتر بوده است.
در کنار شهر سازی به انسان سازی هم اهمیت دهید
مهدی ارمز حرف پایانی خود را اینگونه بیان می کند که: از مسوولان شهری خواهش می کنم که همانگونه به امور عمرانی اهمیت می دهید به انسان سازی نیز اهمیت بدهید. چرا که بزرگترین پل دنیا نیز ساخته شود در نهایت یک آدم باید از آن استفاده کند. اگر این پل را بسازیم و انسان نسازیم نتیجه اش این می شود که انسان ها به دلیل مشکلات روحی از این پل برای خودکشی استفاده می کنند. اگر بزرگترین برج ها را بسازیم و انسانیت را نایده بگیریم این برج ها محلی برای فساد می شوند. اگر ما دائم در تئاترهای خود درباره مشکلات مختلف اجتماعی صحبت می کنیم و به صورت طنز و صریح رسوم ناپسند را نقد می کنیم و از رشوه، رسوم غلط، آسیب های اجتماعی و ده ها مشکل دیگر صحبت می کنیم برای این است که در نهایت این مشکلات کمتر شود. اگر من بارها در نقش سیاه مشکلات را به طنز حتی به خود مسئولان گفتم برای این بوده است که این افراد در زمینه انسان سازی و فرهنگ سازی درست تلاش بیشتری کنند. انسان هایی که در سالن هستند به سرنوشت یکدیگر بی تفاوت نباشند. وقتی کار به جایی رسیده است که در این شهر حتی یک سالن مناسب تئاتر نداریم و وضعیت تئاتر شهر این شده است که بازیگران آن به نان شب خود محتاج شده اند و برج سازها میلیاردر، این به هیچ وجه نمی تواند به صلاح انسانیت و آدمیت باشد. این کارگردان در نهایت این درخواست را از خانواده های کرمانی داشت که به دیدن این تئاتر بیایند. چرا که در شرایط فعلی تمام امید هنرمندان به مردم است و البته این تئاتر شبی به یادماندنی را برای خانواده ها رقم خواهد زد.
هزینه رفت و آمد هم درنمی آید
مهدی جعفری نیز که دستیار کارگردان و بازیگر نمایش زن همشو است در گفته های خود از نبود سالن تئاتر در کرمان و عدم حمایت های دولتی گلایه داشت. وی گفت: در حال حاضر بسیاری از گروه های کرمانی به دلیل نبود محل تمرین حتی از منازل خود استفاده می کنند که این موضوع به هیچ وجه عاقبت خوبی ندارد. به گفته وی بازیگران تئاتر کرمان در سال های آینده به دلیل مشکلات اقتصادی دیگر نمی توانند ادامه دهند و با این شرایط در نهایت تئاتر کرمان ممکن است کاملا از بین برود. چرا که بازیگران بدون پول کار نمی کنند و کارگردان ها هم با این هزینه های سنگین حتی از عهده اجاره سالن هم به زور بر می آیند. هر بازیگر تئاتر حتی اگر با تاکسی هم به محل تمرین بیاید باید پنج هزار تومان حداقل خرج کند که در مدت مثلا شش ماه مبلغ زیادی می شود که حتی از دستمزد وی نیز بیشتر می شود. پس عملا در حال حاضر بازیگری در تئاتر کرمان به جز بیگاری چیزی نیست. جعفری افزود: بعضی مسئولان درک درستی از خصوصی سازی ندارند و اینگونه تصور می کنند که همه گروه ها باید خودشان از پس هزینه هایشان برآیند. خب اگر اینگونه است پس چرا در پایان شما به تعداد تئاترهای کرمان افتخار می کنید؟ افتخار به اینکه کمکی نکرده اید؟ به چی؟
لازم به ذکر است که نمایش « زن هم شو» به کارگردانی مهدی ارمز و با بازی مهدی جعفری، امیر فضل آبادی، حمید جعفری، رضا پاک بین، اسلام ارمز، فرشته بوستان، زهرا اسلامی، شبنم شهابی، مژگان سلیمانی، مریم میدانی و زینت زمانی از فردا شب در فرهنگسرای کوثر از ساعت 17:30 میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.

http://kermanemrooz.com/newslink.php?nid=18122 : لینک خبر
|+| نوشته شده توسط سعید احمدی در سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ |

برچسب: گفت,مهدی,ارمز, نویسنده: حسین رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

صفحه بندی