
جلپاره هایم را به دوش گرفتم و با لگد کردن گندم زارهایمان روانه شهرها شدم بار انداختم روی پس مانده شهوت برج های های آقا اینجا خدا بزرگتر است یا برج ... تمام زنبورهای زمین بر فراز دهمان زار می زدند قابله ای که سرخوردگی ام را به دستان پدرم سپرد و زنانی که شبانه زیبا ترین زن دهکده را به قبرستان می بردند. سرخوردگی ام را به دوش گرفتم و با لگد کردن گندزارهایمان روانی شهرها شدم های آقا اینجا خدا بزرگتر است یا برج میلاد؟/...
ادامه مطلب